درس و مشق

یاسمن میگفت  خاله نمیدونی جدیدا چققدر درس دارم چققدر مشق دارم!تعجب از صبح که بیدار میشم یا دارم درس میخونم یا مشق مینویسم تا شب!متفکر تازه شبم که همه خوابن باز من بیدارم دارم مشق مینویسم!تعجب خسته شده م از بس درس خونده م!متفکر تو مهد رو چرا نمیگی خاله؟! وسط مامان بازی من و موژان خاله صدامون میزنه میگه خاله ها بیاید بریم درس بخونیم!دروغگو همه ش درس! همه ش درس! من که اصلا دوست ندارم اما فقط به خاطر خاله شادی (مربیش) درس میخونم!متفکر

نمیدونم والا! یاسمن نوشتنی که اصلا نداره. کارای دیگه م تو خونه نداره فقط تو مهد یه ساعتی کارایی غیر از بازی انجام میدن. اما اینطوری میگفت!تعجب بش گفتم خاله الان چی؟ الانم درس داری؟ میخوای بری بخونی؟ میگفت  نه خاله تا شما نیومده بودی همه ش درس خوندم. الان دیگه وقت بازیه!خنده

/ 13 نظر / 70 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاله کمیل و کیان

هر وقت میرم به وب خودتون میبینم چندتا پست گذاشتی

مامان یاسمن و محمد پارسا

خسته نباشی یاسمن جون[خنده][خنده][خنده][دست][دست][دست]

پريسا

سلام كوفتو صفر تا 100[نیشخند] محمد همش مسخرم ميكنه[نیشخند] همش شده سوژش خودت خوبي عزيزم؟ منم خعلي درس دارم.خخخخخخخ

پريسا

وقتش خعلي وقته گذشته[نیشخند] وايسا الان بهش ميگم بياد پايين پيشت ،از طرفه من با كليپس[نیشخند]برو تو حلقش .خخخخخخ[نیشخند] [قهقهه]

خاله کمیل و کیان

اره مهرنوش جون یکیش منم چون هروقت میام به وب خودتم میرم میگم شاید رمز و برداشته باشی

ali

سلام خوبی دوست من؟ میشه اون یکی وبلاگتون رو لینک کنم و مطالبش رو که خصوصی هستن رو بخونم؟

ali

سلام خوبی دوست من؟ یاسمن خوبه؟ امروز د خملمون یه سکته داد به ما: رفته بود رو توپ با یسته خورده بود زمین و بی حال شده بود دکتر و بیمارستان و ...

خاله کمیل و کیان

عزیزم خانومی اشکال نداره رمز بده چیز خاصی نیس میخوای تو وب یاسمن اون پست و بذار

مامان موژان و رامان

سلام،خوشحالم که دخترم توی مهد یه دوست خوب مثل یاسمن داره.