سلام دوباره

سلام به همه ی دوستای خوبم. یه 80 روزی میشه وبلاگم رو آپ نکرده م. راستش این روزا اصلا فرصتی برای اینکار نداشتم. اصلا میخواستم وبم رو تعطیل کنم. اما بهتر که اینکارو نکردم. چون ممکنه یه وقتایی مثل همین الان فرصتی پیش بیاد که بازم آپ کنم.

یاسمنمون از همونی هم که بود خیلی شیرینتر و بامزه تر و باادب تر و باهوش تر و عاقل تر و فهمیده تر و خانم تر شده. همه ی کاراش بیسته. رفتاراش مثال زدنیه. عقل و شعورش که دیگه حرف نداره. آدم از بودن کنارش سیر نمیشه. شبایی که پیشش باشم انقدر بغلش میکنم میبوسمش میگم خاله آخه من چطوری ازت جدا بشم فردا برم سر کارم؟ میای با من؟ میگه خاله فردا باله دارم نمیتونم بیام. یا مثلا فلان کارو دارم. اما پس فردا حتما باهات میام. میگم من فردا رو چکار کنم؟ میگه میتونی یه فیلم ازم بگیری که بگم خاله مهرنوش جون خیلی دوست دارم و بعد تو سر کارت هی نگاش کنی.

خیلی عزیز دله. خیلی دوست داشتنیه ماشالا. خدا حفظش کنه برای مامان و باباش و همه ی ماها.

نمیدونم چرا همین جوری یهوی تصمیم گرفتم تو وبلاگش اینارو بنویسم!

/ 3 نظر / 75 بازدید
مامان یاسمن و محمد پارسا

وای خوشحالم که اومدی خاله جون[ماچ][ماچ][ماچ][قلب][قلب][قلب]

مینا

خدا حفظ کنه اين دختر گل رو [قلب]

سحر

خاله خوب کاری کردی نوشتی.[قلب]