مهمان

چند شب پیش یاسمن اینا میزبان دوستای بابایی و خانماشون بودن و حسسابی به یاسمن خوش گذشت. کلی هم با نرگس جون و مینا جون (خانمای عموها!) بازی کرد. برده بودشون تو اتاق خودش و به ما هم گفته بود لطفا مزاحمشون نشیم!تعجب

بعد از شام من مدت زیادی تو آشپزخونه مشغول بودم. یاسمن هم که کلا تو اتاقش بود ولی بعد از رفتن مهمونا از حرفاش متوجه شدیم که کاملا حواسش به همه جا بوده چون به من گفت:

خاله مهمونا دو دیقه اومده بودن خودت رو ببینن ولی شما که همه ش تو آشپزخونه بودی!!!خندهخندهخنده

/ 4 نظر / 113 بازدید
مامان یاسمن و محمد پارسا

[ماچ][ماچ][ماچ][قلب][قلب][قلب]

مینا

عجب شب خوبی بود. به ما بسیار خوش گذشت با یاسمن جون و ممنون از زحمات بابا، مامان و خاله جونش[گل]

خاطرات دلنشین ما

اخی عززززیزم.چقد مهمون نوازه.مگه میشه یاسمن حواسش به جایی نباشه.[نیشخند]

سحر

[خنده]