باتری

دیروز عصر به یاسمن زنگ زدم تازه از مهد اومده بود. گفت  خاله خیلی خسته م. نمیتونم با هیچکس صحبت کنم. انننقدر امروز تو مهد حرف زده م باتریم داره تموم میشه. الان دیگه آخراشه!!!خنده

انگار مجبوره انقدر حرف بزنه.متفکر واقعا هم وقتی از مهد میاد لاو باتری لاو باتریه اما یه مدت که میگذره دوباره شارژ میشه!چشمک

/ 59 نظر / 68 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پريسا

تو ديگه چرا نميايي؟

مامان یاسمن و محمد پارسا

خاله جون کجای دلمون تنگ شده[دلشکسته][قلب][قلب][ماچ][ماچ][ماچ]

مامان یاسمن و محمد پارسا

وای کامنتا را الان خوندم چی شده خاله جون چرا دیگه نمیاید [اضطراب][اضطراب][گریه]

خاله کمیل و کیان

نبودم عزیزم تازه اومد اما انگار شما هنوز بی حوصله ای

مامان یاسمن و محمد پارسا

[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][قلب][قلب][قلب]

مامان یاسمن و محمد پارسا

[قلب][قلب][قلب][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

ali

سلام ایام زیبایی براتون آرزومندم[گل][گل][گل]

مامان یاسمن و محمد پارسا

[ماچ][ماچ][ماچ][قلب][قلب][قلب]

ali

با سلام خدمت دوست گرامی ام[گل]